جنگ جهانی دوم و پیامدهای انسانی و اجتماعی آن، پاریس را به شهری تاریک تبدیل کرد که گویی در اندوهی عمیق دفن شده بود. زندگی زیر سایه ترس و خفقان جریان داشت، حضور ماموران گشتاپو، پلیس مخفی آلمان در کوچهپسکوچههای شهر بهشدت هولناک بود و یهودیستیزی حاکم فضایی از بیاعتمادی و خیانت را بین مردم ایجاد کرده بود.
یهودیان در آن دوران ناگزیر بودند روی لباسهایشان ستاره داوود زرد نصب کنند تا به این وسیله از دیگر اقشار جامعه متمایز شوند؛ ستارههایی که بیشتر حکم انزوا و مرگ را برای آنها داشتند. نازیها با قوانین موسوم به «آریاییسازی»، آنها را از هستی ساقط کرده بودند و دستهدسته به سمت اردوگاههای مرگ میفرستادند. ترس عمیق در جامعه و خیانت برخی مقامهای محلی، هرگونه امید به نجات را به حداقل رسانده بود.
در چنین شرایطی بود که یک دیپلمات ایرانی به نام عبدالحسین سرداری از قوانین نژادپرستانه نازیها علیه خود آنان استفاده کرد و برای نجات تعداد زیادی از یهودیان به میدان آمد. او با صدور پاسپورت ایرانی برای هزاران یهودی، آنها را از چنگ نازیها نجات داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
عبدالحسین سرداری در خانوادهای با مناسبات سیاسی متولد شد. او فرزند سلیمان خان ادیبالسلطنه و نوه عزتالدوله (خواهر ناصرالدینشاه) بود. برادرش، یحیی رادسر، هم رئیس شهربانی و خواهرش افسرالملوک، مادر برادران هویدا، بود. با این حال آنچه نام سرداری را در تاریخ ماندگار کرد، مناسبات خانوادگی نبود، بلکه بازی خطرناکی بود که بهعنوان دیپلمات ایرانی با نازیها در جنگ جهانی دوم، آغاز کرد.
عبدالحسین سرداری در سالهای اشغال فرانسه، مسئول امور کنسولی ایران در پاریس بود، زیرا پس از حمله آلمان به فرانسه در ژوئن ۱۹۴۰، سفیر ایران به شهر ویشی رفته بود و دولت رضاشاه پهلوی به حضور فردی در پاریس نیاز داشت. در نتیجه رسیدگی به امور کنسولی در پاریس به سرداری محول شد. آن هم درست در زمانی که خطر کشتار به دست نازیها، یهودیان از جمله یهودیان ایرانی را که بسیاری از آنان مانند دیگر یهودیان خاورمیانه و شمال آفریقا، برای تجارت و تحصیل به پاریس رفته بودند، تهدید میکرد.
طبق روایت فیلم مستند «معمای سرداری» ساخته مهدیه زردینی، سرداری با برگزاری مهمانیهای مجلل، توانست با مقامهای آلمانی در فرانسه رابطه خوبی برقرار کند. او سپس از این اعتماد برای صدور گذرنامههای نجاتبخش استفاده کرد.
سرداری میدانست که برای مقابله با ماشین کشتار نازیها، باید از زبان خود آنها استفاده کند. او با استناد به توافقنامههای حقوق شهروندی میان ایران و آلمان، یک ادعای تاریخی زیرکانه را مطرح کرد و به نازیها گفت که یهودیان ایران (موساییها)، از نظر نژادی با یهودیان اروپا (سامیها) هیچ نسبتی ندارند. استدلال او این بود که این افراد در واقع ایرانیان آریاییتبار بودند که در دوران کوروش کبیر، به آیین موسی گرویدند. این مغلطه تاریخی نازیهای وسواسی در امور نژادی را در بنبست قرار داد و باعث شد یهودیان ایرانی از زدن ستاره زرد و اعزام به اردوگاهها مصون بمانند. با این حال، فداکاری و شجاعت سرداری به این نیز محدود نماند.
در سپتامبر ۱۹۴۱، پس از اینکه نیروهای متفقین ایران را اشغال کردند، از تهران به او دستور دادند که خیلی سریع به کشور بازگردد، اما سرداری ترجیح داد حتی به قیمت از دست دادن موقعیت دیپلماتیک و به خطر افتادن جانش، در فرانسه بماند و کار نجات یهودیان را ادامه دهد. در صورتی که با ماندن در پاریس، دیگر یک دیپلمات دارایمصونیت نبود و خطر بازداشت هر لحظه او را تهدید میکرد.
سرداری با استفاده از پاسپورتهای سفیدی که در اختیار داشت و با هزینههای شخصی خود، تعداد زیادی گذرنامه صادر کرد که در آنها هیچ اشارهای به دین و مذهب افراد نشده بود. مهمترین بخش ماجرا این بود که این پاسپورتها با کمک شبکههای نجات، علاوه بر یهودیان ایرانی، برای بسیاری از یهودیان غیرایرانی نیز صادر شدند تا به این وسیله بتوانند از فرانسه خارج شوند و از خطر کشتار در امان بمانند. او بعدها در مصاحبهای گفت کاری را که انجام داد، «وظیفه انسانی» خود میدانست.
تایمز اسرائیل پیشتر در گزارشی درباره ماجرای عبدالحسین سرداری نوشته بود که در سالهای بعد، شماری از نجاتیافتگان و برخی نهادهای یهودی از او قدردانی کردند؛ از جمله اینکه در دهه ۱۹۹۰ نام او در مرکز سیمون ویزنتال مطرح شد و موردتوجه قرار گرفت. همچنین به دلیل شباهت اقدامها در نجات یهودیان، از او گاه با عنوان «شیندلر ایران» هم یاد میشود. هرچند تا پایان زندگیاش هرگز به اندازه شیندلر از شهرت و احترام برخوردار نشد.
سرداری در سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۷ وزیرمختار ایران در بلژیک بود. پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ حقوق بازنشستگی عبدالحسین سرداری قطع و اموالش مصادره شد و خانوادهاش تحت فشار قرار گرفتند. او سرانجام سال ۱۳۶۰ در لندن درگذشت.
ارتش اسرائیل روز سهشنبه بیستوپنجم فروردین، همزمان با روز جهانی یادبود قربانیان هولوکاست، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، یاد عبدالحسین سرداری را گرامی داشت و نوشت: «عبدالحسین سرداری، دیپلمات مسلمان ایرانی در پاریس بود که در دوران هولوکاست، با به خطر انداختن جانش، بیش از دو هزار و۳۰۰ یهودی را نجات داد.»
ارتش اسرائیل در این پیام تایید کرد که سرداری در آن زمان، برای محافظت از یهودیان در پاریس اشغالشده، چه یهودیان ایرانی و چه یهودیان غیرایرانی، تلاش میکرد.
«هولوکاست» اصطلاحی است که به کشتار شش میلیون یهودی طی ۱۲ سال (۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵) حکومت حزب نازی در آلمان به رهبری آدولف هیتلر، اطلاق میشود.

